بارالها… از کوی تو بیرون نشودپای خیالم نکند فرق به حالم .... چه برانی، چه بخوانی… چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی… نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی.. نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد… نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی من به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا, نیست پناهی.
تو پادشاه عالمی خودت را کوچک ندان تو بهترین مخلوق خداوند حکیمی سلیمان باش و دستور بده به خشمت بگو: برو اونطرف وایسا، برو و بر سر تکبرم خالی شو. به قهرت بگو: شما بفرمایید و بین من و جناب دروغ قهر برقرار کنید. به دیو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه، من غلام ِ تو نیستم، تو غلام منی. مانند سلیمان مُـلک وجودت را فرمانروایی کن!
حضرت علی (ع): ای مالک ؛ بدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگيزه های پنهان متهم مي كنند
ولی مهربان باش. اگر شريف و درستكار باشی فريبت مي دهند ولی شريف و درستكار باش. نيكي های امروزت را فراموش مي كنند ولی نيكوكار باش. بهترينهای خودت را به ديگران ببخش حتی اگر اندك باشد. در انتها خواهی ديد آنچه مي ماند ميان تو و خداي توست، نه ميان تو و مردم…
سخنی با عزیزانم:
مادر عزیزم ومهربانتریم که هر چه آموخته ام ، تو اولین معلم و بهترین استادم بودی وهستی...
پدرعزیز و مهربانم،جانم فدای نگاه پر از مهرت که هرچه دارم از دعای خیر توست...
دختر عزیزتر از جانم...
پسر عزیزتر از جانم...
همسر مهربانم و همیشه همراهم...
این وبلاگ یادگاری است از من تا اگر روزی نبودم؛ مرور بخشی از لحظات عمرم شادی بخش لحظات عمرتان باشد.شروع وبلاگ 1393/10/13