نویسنده : bia2matbakh
تاریخ : جمعه 24 آذر 1396
نظرات 0

عزیزتر از جانم...

19 سال پیش در چنین لحظه ای تورا در آغوش گرفتم و گرمی وجودت را احساس

کردم.تورا با آن دستهای کوچک و چهره زیبا و معصوم و لبخندی اهورایی...

پسر دلبندم؛تو نابترین و زیباترین و عزیزترین هدیه ای بودی که خداوند به ما ارزانی

داشت و من در تمام لحظات با تو نفس کشیدم .تو قلبم و روحم و زندگیم و تمام

وجودم شدی.

همه وجود من در تو خلاصه می شود و بزرگترین آرزویم موفقیت و سعادتمندی

توست...

تولدت مبارک بهترینم.

به علت اینکه لپ تاپم مشکل داشت نتونستم زودتر این پست رو بذارم ولی

در واقع این پست مربوط به دهم آذر ماهه.


تعداد بازدید از این مطلب: 680
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


سخنی با عزیزانم: مادر عزیزم ومهربانتریم که هر چه آموخته ام ، تو اولین معلم و بهترین استادم بودی وهستی... پدرعزیز و مهربانم،جانم فدای نگاه پر از مهرت که هرچه دارم از دعای خیر توست... دختر عزیزتر از جانم... پسر عزیزتر از جانم... همسر مهربانم و همیشه همراهم... این وبلاگ یادگاری است از من تا اگر روزی نبودم؛ مرور بخشی از لحظات عمرم شادی بخش لحظات عمرتان باشد.شروع وبلاگ 1393/10/13


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید