نویسنده : bia2matbakh
تاریخ : جمعه 24 آذر 1396
نظرات 0

عزیزتر از جانم...

19 سال پیش در چنین لحظه ای تورا در آغوش گرفتم و گرمی وجودت را احساس

کردم.تورا با آن دستهای کوچک و چهره زیبا و معصوم و لبخندی اهورایی...

پسر دلبندم؛تو نابترین و زیباترین و عزیزترین هدیه ای بودی که خداوند به ما ارزانی

داشت و من در تمام لحظات با تو نفس کشیدم .تو قلبم و روحم و زندگیم و تمام

وجودم شدی.

همه وجود من در تو خلاصه می شود و بزرگترین آرزویم موفقیت و سعادتمندی

توست...

تولدت مبارک بهترینم.

به علت اینکه لپ تاپم مشکل داشت نتونستم زودتر این پست رو بذارم ولی

در واقع این پست مربوط به دهم آذر ماهه.


تعداد بازدید از این مطلب: 664
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


سخنی با عزیزانم: مادر عزیزم ومهربانتریم که هر چه آموخته ام ، تو اولین معلم و بهترین استادم بودی وهستی... پدرعزیز و مهربانم،جانم فدای نگاه پر از مهرت که هرچه دارم از دعای خیر توست... دختر عزیزتر از جانم... پسر عزیزتر از جانم... همسر مهربانم و همیشه همراهم... این وبلاگ یادگاری است از من تا اگر روزی نبودم؛ مرور بخشی از لحظات عمرم شادی بخش لحظات عمرتان باشد.شروع وبلاگ 1393/10/13


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران