نویسنده : bia2matbakh
تاریخ : دوشنبه 23 مهر 1397
نظرات 0

 سکوت نکن …
زمزمه کن گاهی !
قدم بزن در کوچه های زندگی …
و گاهی آرام پرواز کن …
این آبی بیکران مال تو نباشد …
مال کیست ؟
فرقی نمی کند
گودال آبی کوچک باشی،
یا دریای بی کران،
زلال باشی، آسمان در تو پیداست.


موادلازم:

گوجه فرنگی گوشتی و رسیده                      40کیلوگرم

نمک                          2ق غ

طرزتهیه:

از هر ده کیلو گوجه فرنگی گوشتی حدودا یک تا یک کیلو ونیم (بسته به سفتی و غلظت رب)رب به دست میاد.طبیعیه که اگر ربمون شل تر باشه وزنش هم بیشتره.

برای پختن رب اول باید دونه های ریز گوجه فرنگی و پوست گوجه ها رو ازشون بگیریم.برای اینکار یا باید گوجه فرنگی رو بدیم بیرون تا آبش رو با دستگاه بگیرن (خوبی این دستگاهها اینه که آب صاف و بدون دونه رو بهمون تحویل می ده)یا اینکه گوجه فرنگیها رو چهار قاچ کنیم و داخل قابلمه بریزیم و روی حرارت بذاریم تا بپزه و نرم بشه بعد بذاریم کنار تا خنک بشه و از صافی رد کنیم.الکهای مخصوص اینکار هم هست که دونه ها ازش رد نمی شه.

در قدیم گوجه ها رو می شستن و چهار قاچ می کردن و داخل دیه های بزرگ می ریختن و نمک می زدن و جلوی آفتاب می ذاشتن چند روز می موند تا به اصطلاح برسه و نرم بشه.این روش سنتیه و معایبی داره.از جمله اینکه ممکنه کپک بزنه و ترش بشه و  رب بوی نامطبوعی بگیره.

به هرصورتی که آب گوجه رو گرفتیم داخل قابلمه می ریزیم و روی حرارت زیاد می ذاریم تا جوش بیاد و هرازگاهی به هم می زنیم تا ته نگیره.نگران نباشین نه سر می ره و نه می سوزه فقط باید گاهی به هم بزنیم.(در قدیم که گوجه ها رو توی آفتاب می ذاشتن تا برسه ترش می شد و موقع جوشیدن گازدار می شد و سر می رفت برای همین کمی روغن داخلش می ریختن)

آب گوجه فرنگی باید انقدر بجوشه تا غلیظ بشه.وقتی غلیظ شد به اطراف می پاشه و از طرفی ته می گیره پس حرارت رو کم می کنیم و نمک رو اضافه می کنیم تا انقدر بجوشه تا سفت بشه.سفتی رب یک نکته است اگر زیاد سفت بشه موقع استفاده کردن و تفت دادن کار سخت می شه ولی حسنش به اینه که ماندگاری طولانیتری داره.

درست کردن رب پرزحمته و حوصله می خواد ولی طعم و مزه غذا با رب خونگی بسیاااار عالیه.

تعداد بازدید از این مطلب: 1349
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


سخنی با عزیزانم: مادر عزیزم ومهربانتریم که هر چه آموخته ام ، تو اولین معلم و بهترین استادم بودی وهستی... پدرعزیز و مهربانم،جانم فدای نگاه پر از مهرت که هرچه دارم از دعای خیر توست... دختر عزیزتر از جانم... پسر عزیزتر از جانم... همسر مهربانم و همیشه همراهم... این وبلاگ یادگاری است از من تا اگر روزی نبودم؛ مرور بخشی از لحظات عمرم شادی بخش لحظات عمرتان باشد.شروع وبلاگ 1393/10/13


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران